صد و پانزده - آنچه این در این هفته گذشت ...
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 9:22
شنبه ، امتحانِ ریاضی و معارف داشتیم که ریاضی خب نمرهم نسبت به کلاس خیلی بالا بود :| یا من خیلی زرنگم ، که نیستم ... چون از نمرههایِ سالِ قبلم معلومه ، یا اینا خیلی خنگَن :| آخه کی میاد تو درسی که فقط نسبت و تناسب عه 3 بگیره ؟ :/ تازه نیم نمره هم حداقل غلطِ اصلاحی داشت که نداد ، قانعَم نتونست بکنه که...
صد و شانزده - بچه مردم !
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 9:22
اکثر ما تجربه شنیدن این حرف رو داریم که هِی بچه مردم یا بچه فلانی رو ، رو سرمون بکوبن :| من نیز بین این افراد قرار گرفتهم ، درک میکنم حالشون رو .. خیلی حسِ مزخرفی دارهها ! خیلی .. آخه یکی نیس بگه که آخه من کجا اون کجا ، هوش و استعداد و علاقه اون کجا من کجا . آخه چی بگم خدایی ... این بچه مردمی که میگ...
صد و ده - چالش طوری دوم :)
-
تاریخ: 1395/7/20 ساعت: 1:25
طیِ دعوتِ مستقیمِ فاطمه خانوم ، من نیز حضور خودم رو تو این چالش اعلام میدارم :) اون چیزایی رو که هم دوس دارم و باید سه تاشون رو انتخاب و عکس بگیرم اینجا بزارم عبارت هستنند از :اول : این ماگِ که قراره چندی دیگر اقدام به سفارش کنم :) از الان خیلی دوسِش دارم چه برسه موقعی که پیشَم باشه :دی دوم : این دو...
صد و هشت - ذهنیّتِ خوب و بد
-
تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 12:58
تا پارسال به لطفِ مزخرف ترین دبیرِ ریاضیِ عمرم ، فکر میکردم خنگترین (که نه ، چون کسایی هم بودن که از من کمتر میگرفتن) انسان تویِ ریاضیات منم :| چون همیشه نمرههام چندان خوشایند نبود . ولی امسال میبینم نه ، انگار از من بدترِش هم هست :/ چهار جلسهس معلم داره نسبتتناسب رو درس میده و هنوز کسایی هم هستن که...
نود و نه
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 12:34
همینطوری به چشمم خورد :) پی نوشت ::: شاید موقت :]
صد - یک روز ...
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 12:33
منی که میخوام کامپیوتر بخونم و آینده خودم رو تو کامپیوتر میدونم و تا الان هم دنبالِ این بودم که چیزی به دانستههایِ خودم اضافه کنم ، هیچ وقت خودم رو یک برنامه نویس نمیدونم و نخواهم دانست ولی خودم رو جزو این خانواده بزرگ میدونم :) و برایِ کشورم متاسفم که چنین روزی رو به ثبت نرسونده ، تویِ تقویم میلادی...
صد و یک - شوک
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 12:33
هَمَش با یه پُست شروع شد .. کار کشید به کامنتهایِ خصوصی وقتی کسی که بهش فکر میکردم درست از آب در اومد شوکه شدم فکر نمیکردم اون بتونه باشه ، هیچ جوره فک نمیکردم ، طوری که دیگه نتونستم پایِ لپتاپ بشینم ، گوشی رو دستم گرفتم و رفتم زیر پتو .. با اینکه دمایِ اتاق انقدرها هم سرد نبود ولی پاهام داشت یخ میز...
صد و چهار
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 12:33
داشتم کامنتهایِ یه وبلاگی رو میخوندم که به این کامنتها بر خوردم .. فکرِش رو میکردم کسایی باشن که الان هم تو عصر جهالت زندگی میکنن ولی نه در این حد . آخه برادر گلم خوشگلم ! گلِ من :| مگه دورانِ فرعونه ؟ فک کنم ذهن و افکارِ ایشون اینطوری باشه که زن یا جنسِ مونث باید تو خونه باشه و فقط بپز و بشوره ، وا...
صد و پنج - چالش طوری !
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 12:33
کاش انگشتام میشکست و این رایها رو نمیدادم و پیشنهادِ چالش نمیدادم ، یعنی میخواستم بخندم خودم سوژه خنده شدم :/1. سوتی زیاد دادم ولی باور میکنین یادم نمیاد ؟ راستش یادم میادها ولی اینجا خب جاش نیست که بگم :/ ولی یه چیزی که همیشه یادم مونده اینه که ؛ فک کنم هشت ، نُه سالم بود تو پیادهرو داشتم دوچرخه می...
صد و شیش - آلارم روی ساعت شِش !
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 12:33
خوابم اینقدر سبُک بود که با اولین آلارم گوشی از خواب پریدم و سعی در قطع کردن زنگ داشتم تا بقیه رو از خواب بیدار نکنم .. قطع که کردم سرمو گذاشتم رو بالش که هنوز پلکام رو نبسته بودم ، مامانم صدام زد :| یعنی انقدر اون لحظه دلم میخواست به مخترع یا مکتشفِ مدرسه اون فحشهایی که بلد نبودم رو هم بدم :/ صبحون...
صد و هفت - تجزیه و تحلیل چندی از معلمین
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 12:33
از اونجایی که دوس داشتم منم عکسِ کتابامو بزارم ولی چون هنوز کتابی به دستِ ما نرسیده بود آرزو به دل مونده بودم :) سهشنبه چندتایی از کتابهایِ عمومیمون رو دادن ، از دو سه سال قبل که دیدم کتابها رو میدن و پانچِ سیمی میکنن هِی هرسال میگفتم منم باید بدَم یادم میرفت، تا این که امسال هوش و هواسَم رو گذاشتم ...